محمد تقي جعفري
134
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
دشمنان زيادى داشت . دشمنانش هر چه جستجو كردند ، نتوانستند براى او عيبى پيدا كنند ، لذا مردى را كه با او جنگيد ( معاويه ) تعريف كردند و اين حيله اى بود كه به راه انداختند . » ( 1 ) گمان نمىرود كسى بطور دقيق و همه جانبه مكتب اسلام را با آن فلسفه و اخلاق و حقوق الهىاش بداند و از منظور پيامبر اين مكتب كه بوجود آوردن « حيات معقول » وابسته به ابديت بوده است ، آگاه بوده باشد ، سپس بشخصيت و حكومت معاويه و گفتار و كردارش مراجعه كند ، به اين نتيجه نرسد كه معاويه هويت واقعى اسلام را دگرگون ساخت و مواد خام ولى بنيادين اصول تنازع در بقاى ماكياولى را در زمامدارى خود پياده كرد . معاويه در پاسخ نامهء محمد بن ابى بكر كه از مصر نوشته و او را به جهت مخالفت با حكومت حقهء امير المؤمنين ( ع ) توبيخ و تهديد نموده بود ، چنين مىنويسد : فقد كنّا و ابوك فينا نعرف فضل بن ابي طالب و حقّه لازما مبرورا علينا فلمّا اختار اللَّه لنبيّه ما عنده و اتّم له ما وعده و اظهر دعوته و ابلج حجّته و قبضه اللَّه اليه صلوات اللَّه عليه فكان ابوك و فاروقه اوّل من ابتزّه حقّه و خالفه على امره ، على ذلك اتّفقا و اتّسقا . . . و لو لا ما فعل ابوك من قبل ما خالفنا ابن ابي طالب و لسلمنا اليه » ( 2 ) ( ما در زمان پيامبر بوديم و پدرت هم در ميان ما بود و برترى على بن ابي طالب و لزوم حق او را بر گردن خود مىدانستيم ، هنگامى كه خداوند پيامبر اسلام را به پاداشى كه براى او آماده كرده بود ، برگزيد و آنچه را كه به او وعده كرده بود به اتمام رسانيد و دعوت او را آشكار ساخت
--> ( 1 ) تاريخ الخلفا - سيوطى ص 199 . ( 2 ) تاريخ صفين - نصر بن مزاحم منقرى چاپ مصر ص 119 و 120 و مروج الذهب - مسعودى چاپ مصر ج 3 ص 21 و 22 و شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج 1 ص 284 و جمهرة رسائل العرب - احمد زكى صفوت ج 1 ص 545 و 546